محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

407

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير ( الحمد للّه العليّ ) در ذات و صفاتش برتر است . ( عن شبه المخلوقين ) هر آفريده‌اى حادث و ممكن و محدود است و آغاز و انجامى دارد ؛ اما خداوند واجب و ازلى و ابدى است . ( الغالب لمقال الواصفين ) اذهان به درك كامل ذات و صفاتش نايل نمىگردند ؛ زيرا هر ذهنى ، توانايى محدودى براى فهميدن دارد چه نمىتواند وجود بىنهايت را به‌طور كامل دريابد . اين وجود تنها از راه آثارش شناختنى است . ( الظّاهر بعجائب تدبيره للنّاظرين ) اذهان به ذات خداوند پى نمىبرند ؛ اما از راه شناخت عظمت جهان مىتوانند به قدرت و حكمتش پى برند و نظام استوار و تدبير دقيق او را ببينند و نيز از راه نعمت‌هايش به مهربانى و بخشش او پى برند . ( و الباطن بجلال عزّته عن فكر المتوهّمين ) زبان‌ها از توصيف ذاتش و خردها از درك كامل او ناتوانند . ( العالم بلا اكتساب و لا ازدياد و لا علم مستفاد المقدّر لجميع الأمور . . . ) خداوند به آموختن و مطالعه و انديشه نيازى ندارد . شايد پرسيد شود كه چرا امام عليه السّلام ، اين‌قدر تاكيد مىكند كه خدا بدون ابزار مىآفريند و درك مىكند و نياز به انديشه و صرف وقت ندارد ؛ در حالىكه همين گفته‌ها را مىتوان در عبارتى كوتاه خلاصه كرد و آن اين‌كه او به هيچ چيز نيازمند نيست و از همه‌جا آگاهى كامل دارد . در پاسخ بايد گفت كه امام عليه السّلام در دوره آغازين اسلام مىزيست كه مردم هنوز فاصله زيادى از دوره شرك و كفر نداشتند و براى همين گاه صفات خالق و مخلوق را درمىآميختند . اين‌گونه افراد ، امروزه نيز ديده مىشوند . بنابراين تاكيد و تكرار براى رفع هرگونه توهم و شبهه است .